از جنبه توحید عملی هرنوع توجه معنوی به غیر خداوند- یعنی توجهی که از طریق چهره و زبانِ توجهکننده و چهره و گوش ظاهری شخصِ مورد توجه نباشد بلکه توجهکننده بخواهد نوعی رابطه قلبی و معنوی میان خود و طرف مقابل برقرار کند و او را بخواند و متوجه خود سازد و به او توسل جوید و از او اجابت بخواهد- همه اینها شرک و پرستش غیر خداست، چون عبادت جز اینها چیزی نیست و عبادت غیر خدا به حکم عقل و ضرورت شرع جایز نیست و مستلزم خروج از اسلام است. بعلاوه انجام این گونه مراسم، گذشته از اینکه انجام مراسم عملی عبادت است برای غیر خدا و عین اعمالی است که مشرکان برای بتها انجام میدادند، مستلزم اعتقاد به نیروی ماوراءالطبیعی برای شخصیت مورد توجه (پیغمبر یا امام) است (نظریه وهّابیان و وهّابیمآبان عصر ما).
این نظریه در زمان ما تا حدی شیوع یافته و در میان یک قشر بالخصوص علامت روشنفکری شمرده میشود.ولی با توجه به موازین توحیدی، این نظریه از لحاظ توحید ذاتی در حد نظریه اشاعره شرک آلود است و از نظر توحید در خالقیت و یت، یکی از شرک آمیزترین نظریه هاست.
قبلًا در رد نظریه اشاعره گفتیم که اشاعره از اشیاء، نفی تأثیر و سببیت کردهاند به حساب اینکه اعتقاد به تأثیر و سببیت اشیاء مستلزم اعتقاد به قطبها و منشأها در مقابل خداست؛ و گفتیم اشیاء آنگاه به صورت قطبها در مقابل خداوند درمیآیند که در ذات، استقلال داشته باشند. از اینجا معلوم میشود اشاعره ناآگاهانه نوعی استقلال ذاتی که مستلزم شرک ذاتی است برای اشیاء قائل بودهاند اما از آن غافل بودهاند و خواستهاند با نفی اثر از اشیاء، توحید در خالقیت را تثبیت نمایند؛ لهذا در همان حال که شرک در خالقیت را نفی کردهاند، ناآگاهانه نوعی شرک در ذات را تأیید کردهاند.
عین این ایراد بر نظریه وهّابیمآبان وارد است. اینها نیز ناآگاهانه به نوعی استقلال ذاتی در اشیاء قائل شدهاند و از این رو نقش مافوق حدّ عوامل معمولی داشتن را مستلزم اعتقاد به قطبی و قدرتی در مقابل خدا دانستهاند، غافل از آنکه موجودی که به تمام هویتش وابسته به اراده حق است و هیچ حیثیت مستقل از خود ندارد، تأثیر مافوقالطبیعی او مانند تأثیر طبیعی او پیش از آنکه به خودش مستند باشد مستند به حق است و او جز مجرایی برای مرور فیض حق به اشیاء نیست. آیا واسطه فیض وحی و علم بودن جبرئیل و واسطه رزق بودن میکائیل و واسطه احیاء بودن اسرافیل و واسطه قبض ارواح بودن ملکالموت شرک است؟
از نظر توحید در خالقیت، این نظریه بدترین انواع شرک است، زیرا به نوعی تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل شده است؛ کارهای ماوراءالطبیعی را قلمرو اختصاصی خدا و کارهای طبیعی را قلمرو
اختصاصی مخلوقات خدا یا قلمرو اشتراکی خدا و مخلوق قرار داده است. قلمرو اختصاصی برای مخلوق قائل شدن عین شرک در یت است، همچنان که قلمرو اشتراکی قائل شدن نیز نوعی دیگر از شرک در یت است.
برخلاف تصور رایج، وهابیگری تنها یک نظریه ضد امامت نیست، بلکه پیش از آنکه ضد امامت باشد ضد توحید و ضد انسان است. از آن جهت ضد توحید است که به تقسیم کار میان خالق و مخلوق قائل است و بعلاوه به یک نوع شرک ذاتی خفی قائل است که توضیح داده شد، و از آن جهت ضد انسان است که استعداد انسانی انسان را- که او را از ملائک برتر ساخته و به نصّ قرآن مجید «خلیفة اللَّه» است و ملائک مأمور سجده به او- درک نمیکند و او را در حد یک حیوان طبیعی تنزل میدهد.
بعلاوه تفکیک میان مرده و زنده به این شکل که مردگان حتی در جهان دیگر زنده نیستند و تمام شخصیت انسان بدن اوست که به صورت جماد در میآید، یک اندیشه مادی و ضد الهی است و ما در آینده در بحث معاد درباره این مطلب بحث خواهیم کرد.
تفکیک میان اثر مجهول و مرموز ناشناخته و آثار معلوم و شناختهشده، و اوّلی را برخلاف دومی ماوراءالطبیعی دانستن، نوعی دیگر از شرک است.اینجاست که به معنی سخن رسول اکرم پی میبریم که فرمود: «راه یافتن شرک در اندیشهها و عقاید آنچنان آهسته و بیسروصدا و بیخبر است که راه رفتن مورچه سیاه در شب تاریک بر روی سنگ سخت».حقیقت این است که مرز توحید و شرک در رابطه خدا و انسان و جهان، «از اویی» و «به سوی اویی» است. مرز توحید و شرک در توحید نظری «از اویی» است (إِنَّا لِلَّهِ). هر حقیقتی و هر موجودی مادام که او را درذات و صفات و افعال با خصلت و هویت «از اویی» بشناسیم، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناختهایم، خواه آن شیء دارای یک اثر یا چند اثر باشد یا نباشد و خواه آنکه آن آثار جنبه مافوقالطبیعی داشته باشد یا نداشته باشد؛ زیرا خدا تنها خدای ماوراءالطبیعه، خدای آسمان، خدای ملکوت و جبروت نیست، خدای همه جهان است؛ او به طبیعت همان اندازه نزدیک است و معیت و قیومیت دارد که به ماوراءالطبیعه، و جنبه ماوراءالطبیعهای داشتن یک موجود به او جنبه خدایی نمیدهد.
منبع:کتاب مقدمه ای بر جهان بینی توحیدی صفحات72-75.
بررسی فرقه وهابیت و جریان تکفیر توحید ,نظریه ,قائل ,نوعی ,میان ,اشیاء ,قلمرو اختصاصی ,مخلوق قائل ,مستلزم اعتقاد ,قلمرو اشتراکی ,نوعی دیگر منبع
درباره این سایت